قهوه ی تلخ، لهجه ی شیرین

 

یکی از انتقادهایی که به چند طنز قبلی مدیری می شد لهجه هایی بود که خود او  می ساخت

 وباعث رواج آن می شد به طوری که وقتی سریال پخش می شد روز بعد در مدارس لهجه ها

 تغییر می کرد حتما شبهای برره را به یاد دارید!؟

مدیری در قهوه ی تلخ لهجه ی متفاوتش که همان لهجه ی برزو ارجمند می باشد تصویری

 بسیار کلیشه یی و مبتذل از لهجه ی مشهدی است. شاید این تصویر برای فارسی زبانان

 شیرین باشد اما برای مشهدی ها نوعی سرخوردگی و یک عامل عیب به شمار می رود.

به نظرات داده شده در یک نظر سنجی اینترنتی در مورد لهجه ی برزو ارجمند در این فیلم توجه کنید

 

((خیلی باحاله به قول مشهدی ها ((مو موروم)).))

((چه جالب نمی دونستم مشهدیه.خدایی از اول این لهجه رو دوست داشتم خیلی با مزست))

((خیلی باحاله)) و...

جالب است که در این نظر سنجی همه به تعریف از لهجه ی شیرین مشهدی پرداخته اند و

بیان کرده اند که از شنیدن این لهجه لذت می برند.

تهیه کنندگان قهوه ی تلخ شاید با استفاده از این لهجه یا چیزهایی از این قبیل بتوانند به

 فروش میلییاردی برسند اما باید بدانند که در آینده باید صدها یا هزارها بار از این میلییاردها خرج کنیم تا جلوی نابودی لهجه هایمان را بگیریم

.

این تنها مدیری نیست که چنین خیانتی را به لهجه ی مشهدی برای جذب مخاطب می کن

د بارها در فیلم ها وسریال ها دیدیم که لهجه ی مشهدی برای اشخاص ساده یا کم در آمد

 جامعه به کار رفته نقش هایی مانند:سرایدار،نگهبان،راننده تاکسی فضول،باقالی

فروش،رفتگر و...که به نوعی مشاغلی هستند که نیاز به تحصیل و هوش بالا ندارند.

 

به نظر شما پاسداری درست و شناساندن لهجه ی اصیل و دور از ذهنیت وظیفه ی کیست؟

 

خوب است بدانید یکی از اهداف دشمن در جنگ نرم از بین بردن سنت ها و لهجه هاست

حال شما بگویید مدیری با قهوه ی تلخ به جنگ،جنگ نرم دشمن رفته و یا کمک حال او بوده!؟